تبليغاتX
رازو نیاز
رازو نیاز
*یا لطیف با نام تو آغاز می کنم*
قالبهای وبلاگ تماس آرشیو صفحه نخست
  از اینکه پسرم پیشش شرمسارم و ...     جمعه بیست و پنجم بهمن 1387-11:52-مجتبی  
حرفهام رو با یک حدیث از پیامبر (ص) شروع میکنم.پیامبر فرمودند:نسبت به زنان مردم عفت پیشه کنید تا نسبت به زنان شما عفت پیشه کنند.

واقعا چرا اینطوری شده؟وقتی بیرون میری بجای اینکه یه خورده آرامش پیدا کنی بیشتر دلت میگیره از.پسرایی که شاید اگه ریش سبیلشونو یه جورایی مخفی کنن با دختر هیچ تفاوتی ندارن( البته یه تفاوت اساسی با دخترا دارن ابروهاشون میزون تره)

آدم دلش میگیره ازپسرایی که الآن دلایل انتخاب همسر آیندشون شده پول و خوشکلی و آرایش و ....دختر که هرکدومش ممکنه لحظه ای بیش پایدار نمونه.همیشه فکر می کردم قدیما که اونطوری ازدواج می کردن بدون دیدن همدیگه و با انتخاب خانواده ها که دختر خوبی و زن زندگی خیلی بد بود اما الان  چی؟ای کاش الگوی ازدواج ما هم همونطوری باقی می موند ای کاش مثل اونا ساده بودیم صادقانه دوست داشتیم ومثل اونا کلمه دوستت دارم رو از خجالت به زبون نمی آوردیم اما تو دلامون تمام مدت زمزمه می کردیم.ای کاش به جای اینکه موبایل داشتیم اس ام اس  بدیم با خط خودمون نامه می نوشتیم هرچند اگه بد خط بودیم .راستی چقدر ساده بودن خوبه

اما متاسفانه الآن بیشتر وابستگی ها تو خیابونا بوجود میاد با یه شماره و کلی دروغ محکم تر میشه وسرانجام های مختلفی داره.

راستی من نه روانشناسم نه جامعه شناس اینایسرو هم که میگم حرفای دلم هستن اون چیزایی که دیدم.
ادامه مطلب

لینک به نوشته  |