تبليغاتX
رازو نیاز
رازو نیاز
*یا لطیف با نام تو آغاز می کنم*
قالبهای وبلاگ تماس آرشیو صفحه نخست
  دراین روزهای ناشاد دوری و درد هیچ شانه ای تکیه گاه گریه هایم نبود!     چهارشنبه دهم تیر 1388-1:5-مجتبی  
 

در من غم بيهودگيها مي زند موج


در تو غرور از توان من فزونتر


در من نيازي مي کشد پيوسته فرياد


در تو گريزي مي گشايد هر زمان پر


***


اي کاش در خاطر گل مهرت نمي رست


اي کاش در من آرزويت جان نمي يافت


اي کاش دست روز و شب با تار و پودش


از هر فريبي رشته عمرم نمي بافت


***


انديشه روز و شبم پيوسته اين است


من بر تو بستم دل !!!


دريغ از دل که بستم


افسوس بر من، گوهر خود را فشاندم

در پاي بتهائي که بايد مي شکستم

***

اي خاطرات روزهاي گرم و شيرين


ديگر مرا با خويشتن تنها گذاريد


در اين غروب سرد دردانگيز پائيز


با محنتي گنگ و غريبم واگذاريد


***


اينک دريغا آرزوي نقش بر آب


اينک نهال عاشقي بي برگ و بي بر


در من،


غم بيهودگيها مي زند موج


در تو،


غروري از توان من فزونتر


لینک به نوشته  |   
 
  میگن دروغ بوده که تو تاآخرش مال منی- چشمای رنگ عسلت مهمون چشمای دیگست     جمعه بیست و پنجم اردیبهشت 1388-1:37-مجتبی  
 

by:mojtaba

روسری‌ِ قشنگت‌ ، به‌ رنگ‌ِ برگ‌ِ باغه‌ !
قلب‌ِ تو ظهرِ مرداد ، مثل‌ِ تنورِ داغه‌ !
با اون‌ چشای‌ میشی‌ ، وقتی‌ دیوونه‌ میشی‌ ،
تو نی‌نی‌ِ نگاهت‌ ، یه‌ عالمه‌ چراغه‌ ! 

یه‌ شعرِ ناتمومی‌ ! یه‌ قصه‌ی‌ نگفته‌ ! 
وقتی‌ که‌ بی‌صدایی‌ ، ترانه‌ حرف‌ِ مُفته‌ !
مثل‌ِ چراغ‌ِ امید ، مثل‌ِ ظهورِ خورشید ،
وقت‌ِ طلوع‌ِ چشمات‌ ، سایه‌ زمین‌ میفته‌ !

تو سایه‌بون‌ِ پِلکات‌ ، از تو نفس‌ می‌گیرم‌ ! 
کوچه‌ی‌ کودکی‌ رُ ، از آینه‌ پَس‌ می‌گیرم‌ ! 
خنده‌ی‌ تو کلیدِ قفلای‌ پیش‌ِ رومه‌ ،
یه‌ شاه‌کلید برای‌ قفل‌ِ قفس‌ می‌گیرم‌ !

دست‌ِ تو سرزمین‌ِ ، کولی‌ِ قصه‌هامه‌ !
چشم‌ِ تو چلچراغه‌ ، روشن‌ِ این‌ شبامه‌ !
وقتی‌ که‌ هستی‌ هستم‌ ، از عطرِ واژه‌ مستم‌ ،
بی‌تو تو هر ترانه‌ یه‌ جمله‌ ناتمامه‌ !

گونه‌هات‌ سیب‌ِ گلاب‌ ! نفست‌ یه‌ شعرِ ناب‌ !
همیشه‌ کنارمی‌ ، توی‌ بیداری‌ُ خواب‌ !

یغماگلرویی

 


لینک به نوشته  |   
 
  خوش‌ْخیال‌     دوشنبه سی و یکم فروردین 1388-15:16-مجتبی  
 

 

چشمای‌ تو رنگ‌ِ پاییزِ شُماله‌ ، دخترک‌ !
نقّاشی‌ کشیدن‌ از چشات‌ محاله‌ ، دخترک‌ !
من‌ به‌ گَردِ آهوی‌ نازِ چشات‌ نمی‌رسم‌،
چون‌ که‌ هَر رسیده‌یی‌ پیش‌ِ تو کاله‌ ، دخترک‌ !
بَبرِ دِل‌ شبا میاد رؤیا می‌نوشه‌ از چشات‌،
آخه‌ چشمات‌ مث‌ِ یه‌ چشمه‌ زُلاله‌ ، دخترک‌ !
تو کی‌ هستی‌ که‌ کنارِ تو حقیرِ واژه‌هام‌ ؟
پیش‌ِ زیبایی‌ِ تو ترانه‌ لاله‌ ، دخترک‌ !
بگو من‌ چوب‌ِ کدوم‌ گناه‌ُ دارم‌ می‌خورم‌ ؟
خیلی‌ وقته‌ رو لَبام‌ همین‌ سواله‌ ، دخترک‌ !
همه‌ زنده‌گیم‌ شُده‌ تحمّل‌ِ فاصله‌ها،
هَمَش‌ از چاله‌ تو چاه‌ ، از چاه‌ تو چاله‌ ، دخترک‌ !
دِل‌ می‌گه‌ یه‌ روز میای‌ غصّه‌هام‌ُ خط‌ می‌زنی‌،
می‌دونم‌ ! این‌ دِل‌ِ ساده‌ خوش‌خیاله‌ ! دخترک‌ !
امّا حتّا اگه‌ تو چلّه‌ی‌ یخ‌ سَر بِرِسی‌،
واسه‌ من‌ اومدنت‌ تحویل‌ِ ساله‌ ، دخترک‌ !

یغما گلرویی


لینک به نوشته  |   
 
  منابع کارشناسی ارشد حقوق جزا و جرم شناسی:     پنجشنبه بیست و هفتم فروردین 1388-15:53-مجتبی  

 

منابع کارشناسی ارشد حقوق جزا و جرم شناسی

را میتوانید از قسمت لینک زیر دانلود نمایید

منابع کارشناسی ارشد حقوق جزا و جرم شناسی


لینک به نوشته  |   
 
  دعا عهد و آل یاسین با فرمت جاوا برای موبایل     چهارشنبه بیست و ششم فروردین 1388-2:0-مجتبی  
دعای عهد

زیارت آل یاسین


لینک به نوشته  |   
 
  نوروز ايرانيان- پيدايش آن، فلسفه و تاريخچه اش     پنجشنبه بیست و نهم اسفند 1387-2:29-مجتبی  
نوشيروان کيهاني زاده؛نوروز و آيين هاي باشکوه آن، مسيري سه هزار ساله و پرپيچ و خم را پيموده تا به ما رسيده است. «نوروز» کهنسال ترين آيين ملي در جهان است که جاودانه مانده و يکي از عوامل تداوم فرهنگ ايرانيان (آرين هاي جنوبي) است. آيين هاي برگزاري اين جشن بزرگ در عصر حاضر با سه هزار سال پيش تفاوت چشمگير نکرده و به همين دليل عامل وحدت فرهنگي ساکنان ايران زمين به شمار مي رود که آن را در هر گوشه از جهان که باشند، يکسان برگزار مي کنند و بزرگ مي دارند و به همين جهت است که انديشمندان، «نوروز» را مظهر پايدار هويت و ناسيوناليسم ايراني خوانده اند که مورخان در قوه محرکه اين ناسيوناليسم ترديد ندارند زيرا در طول تاريخ نيروي عظيم و کارايي هاي فراوان آن را درک و مشاهده کرده اند. نوروز ايراني بر حسب سال مصادف است با يکي از اين سه روز در تقويم تازه ميلادي (گريگوري)؛ 20 ، 21 يا 22 مارس (مارچ). جهان غرب هم تا چند قرن پيش سال تازه خود را با بهار آغاز مي کرد که بعداً به يکم ژانويه انتقال يافته است.

 با آرزوی سالی خوش و همراه با سلامتی وموفقیت وخوشبختی

عید بر همه شما مبارکباد


ادامه مطلب

لینک به نوشته  |   
 
  از اینکه پسرم پیشش شرمسارم و ...     جمعه بیست و پنجم بهمن 1387-11:52-مجتبی  
حرفهام رو با یک حدیث از پیامبر (ص) شروع میکنم.پیامبر فرمودند:نسبت به زنان مردم عفت پیشه کنید تا نسبت به زنان شما عفت پیشه کنند.

واقعا چرا اینطوری شده؟وقتی بیرون میری بجای اینکه یه خورده آرامش پیدا کنی بیشتر دلت میگیره از.پسرایی که شاید اگه ریش سبیلشونو یه جورایی مخفی کنن با دختر هیچ تفاوتی ندارن( البته یه تفاوت اساسی با دخترا دارن ابروهاشون میزون تره)

آدم دلش میگیره ازپسرایی که الآن دلایل انتخاب همسر آیندشون شده پول و خوشکلی و آرایش و ....دختر که هرکدومش ممکنه لحظه ای بیش پایدار نمونه.همیشه فکر می کردم قدیما که اونطوری ازدواج می کردن بدون دیدن همدیگه و با انتخاب خانواده ها که دختر خوبی و زن زندگی خیلی بد بود اما الان  چی؟ای کاش الگوی ازدواج ما هم همونطوری باقی می موند ای کاش مثل اونا ساده بودیم صادقانه دوست داشتیم ومثل اونا کلمه دوستت دارم رو از خجالت به زبون نمی آوردیم اما تو دلامون تمام مدت زمزمه می کردیم.ای کاش به جای اینکه موبایل داشتیم اس ام اس  بدیم با خط خودمون نامه می نوشتیم هرچند اگه بد خط بودیم .راستی چقدر ساده بودن خوبه

اما متاسفانه الآن بیشتر وابستگی ها تو خیابونا بوجود میاد با یه شماره و کلی دروغ محکم تر میشه وسرانجام های مختلفی داره.

راستی من نه روانشناسم نه جامعه شناس اینایسرو هم که میگم حرفای دلم هستن اون چیزایی که دیدم.
ادامه مطلب

لینک به نوشته  |   
 
  لبیک یا حسین(ع)     چهارشنبه هجدهم دی 1387-13:7-مجتبی  

"ماندن در صف اصحاب عاشورایی امام عشق تنها با یقین مطلق ممکن است. و ای دل! تورا نیز از این سنت لایتغیر خلقت گریزی نیست نپندار که تنها عاشوراییان را بدان بلا آزموده اند ولاغیر صحرای بلا به وسعت همه ی تاریخ است."

ای دل میمانی یا می روی؟...

داد از آن اختیار که تورا از حسین جدا کند

 سید مرتضی آوینی


لینک به نوشته  |   
 
  ولادت با سعادت هشتمین اختر تابناک آسمان امامت و ولایت امام رضا(ع) مبارک باد     یکشنبه نوزدهم آبان 1387-16:7-مجتبی  

 

صحرا همیشه با آهو بود

آهو همیشه نگران بود

چون صیاد نشسته در کمینش بود

امروز صحرا تنهاست و آهو در دام

یا ضامن آهو

مدد


لینک به نوشته  |   
 
  تولدم مبارک     یکشنبه چهاردهم مهر 1387-16:36-مجتبی  

 

لبخند زدی و آسمان آبی شد
 شبهای قشنگ مهر مهتابی شد
پروانه پس از تولد زیبایت
تا آخر عمر غرق بی تابی شد 

 ۲۳ سالمم تموم شد اما ...


لینک به نوشته  |